معنی ۱neutral · 88%
سالن بزرگی برای کنسرت، جلسه، جشن یا رویدادهای دیگر
مثالهای طبیعی
Der Vortrag findet im großen Saal im ersten Stock statt.
سخنرانی در سالن بزرگ طبقهٔ اول برگزار میشود.
Kurz vor Beginn war der Saal fast voll.
کمی پیش از شروع، سالن تقریباً پر بود.
Das Personal stellt im Saal Tische für zweihundert Gäste auf.
کارکنان در سالن برای دویست مهمان میز میچینند.
نکتهٔ کاربردی
Saal در ترکیبهایی مانند Konzertsaal، Festsaal و Sitzungssaal بسیار رایج است.

