معنی ۱neutral · 88%
فردی، بهویژه مرد، که بهعنوان اجراکننده یا حرفهای آواز میخواند
مثالهای طبیعی
Der Sänger überzeugte das Publikum mit seiner ruhigen Stimme.
خواننده با صدای آرامش تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.
Er arbeitet seit zehn Jahren als Sänger.
او ده سال است که بهعنوان خواننده کار میکند.
Unser Sänger kommt heute etwas später zur Probe.
خوانندهٔ گروه ما امروز کمی دیرتر به تمرین میآید.
نکتهٔ کاربردی
جمع نیز Sänger است: ein Sänger، zwei Sänger. برای خوانندهٔ زن از Sängerin استفاده میشود.

