چیزی را از نظر اجتماعی پذیرفتنی یا مقبول کردن
مثالهای طبیعی
Ständige Wiederholung kann extreme Positionen schleichend salonfähig machen.
تکرار مداوم میتواند مواضع افراطی را بهتدریج عادی و پذیرفتنی کند.
Die Kampagne sollte das verstaubte Produkt wieder salonfähig machen.
هدف کمپین این بود که محصول ازمدافتاده را دوباره مقبول کند.
Prominente Stimmen machten den Ausdruck in kurzer Zeit salonfähig.
چهرههای شناختهشده آن تعبیر را در مدت کوتاهی مقبول کردند.
نکتهٔ کاربردی
پذیرفتنی یا محترم جلوه دادنِ شخص، ایده، عبارت یا رفتاری که پیشتر ردشده، تابو یا بدنام بوده است، از راه عادیسازی یا تأیید.
