از نظر اجتماعی پذیرفتنی یا قابلقبول در یک محیط
مثالهای طبیعی
Die einst radikale Forderung ist inzwischen weitgehend salonfähig geworden.
خواستهای که زمانی افراطی بود، حالا تا حد زیادی پذیرفتنی شده است.
Die Sendung machte diskriminierende Begriffe wieder salonfähig.
آن برنامه دوباره اصطلاحات تبعیضآمیز را عادی و پذیرفتنی کرد.
Was früher als kitschig galt, ist plötzlich salonfähig.
چیزی که قبلاً مبتذل تلقی میشد، ناگهان پذیرفتنی شده است.
نکتهٔ کاربردی
شخص، ایده، عبارت یا رفتاری را توصیف میکند که در محیطی که پیشتر رد یا تابو بوده، از نظر اجتماعی پذیرفتنی یا قابل طرح شده است.
