مجموعهای درهم از چیزهای ناهمگون که پیوند منظمی با هم ندارند.
مثالهای طبیعی
In der Schublade lag ein Sammelsurium aus Kabeln, Münzen und alten Schlüsseln.
در کشو مجموعهای درهم از کابل، سکه و کلیدهای قدیمی بود.
Der Bericht war ein Sammelsurium widersprüchlicher Vorschläge ohne klare Prioritäten.
گزارش آمیزهای نامنسجم از پیشنهادهای متناقض و بیاولویت بود.
Auf dem Flohmarkt entdeckten wir ein kurioses Sammelsurium vergessener Alltagsgegenstände.
در بازار دستدومفروشی مجموعهای عجیب از وسایل فراموششدهٔ روزمره پیدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با «ein Sammelsurium aus» یا «von» ساخته میشود.
