بهخاطر رفتار خود یا موقعیتی احساس شرمندگی کردن.
مثالهای طبیعی
Ich schäme mich für meine unhöfliche Antwort.
از پاسخ بیادبانهام شرمندهام.
Er schämte sich, seinen Fehler zuzugeben.
او از اعتراف به اشتباهش خجالت میکشید.
Sie hat sich vor den Gästen für das Chaos geschämt.
او در حضور مهمانها از آن شلوغی شرمنده شد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، فعل الزاماً بازتابی است: sich für + آکوزاتیو، wegen + گنتیو یا vor + داتیو schämen. ضمیر بازتابی در صورتهای اصلی فعل هم میآید و ماضی نقلی با haben ساخته میشود.
درس کوتاه: schämen
بهخاطر رفتار خود یا موقعیتی احساس شرمندگی کردن. در این معنی، فعل الزاماً بازتابی است: sich für + آکوزاتیو، wegen + گنتیو یا vor + داتیو schämen. ضمیر بازتابی در صورتهای اصلی فعل هم میآید و ماضی نقلی با haben ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schämen» مطابقت دارد؟
