فردی که از سوی کسی حمایت، راهنمایی یا بهطور ویژه پشتیبانی میشود
مثالهای طبیعی
Der Trainer stellte seinen jungen Schützling erstmals in der Startelf auf.
مربی برای نخستین بار شاگرد جوانِ مورد حمایتش را در ترکیب اصلی گذاشت.
Die Betreuerin begleitete ihren Schützling zum Termin.
مراقب، فرد تحت سرپرستی خود را تا قرار ملاقات همراهی کرد.
Die Professorin empfahl ihren Schützling für das Forschungsstipendium.
استاد، شاگرد مورد حمایتش را برای بورس پژوهشی پیشنهاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بر نامتقارنبودن رابطه تأکید دارد: یک نفر نقش حمایتی، راهنمایی یا مراقبتی نسبت به Schützling دارد.
