معنی ۱neutral · 88%
کارمند راهآهن که بلیتها را بررسی میکند و به مسافران کمک میکند
مثالهای طبیعی
Der Schaffner kontrolliert die Fahrkarten.
مأمور قطار بلیتها را بررسی میکند.
Frag den Schaffner nach dem richtigen Gleis.
سکوی درست را از مأمور قطار بپرس.
Die Schaffnerin hilft einer älteren Reisenden.
مأمور قطار به یک مسافر سالمند کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
Schaffner یک اسم آلمانی با حرف تعریف der است و شکل جمع آن Schaffner است.
