معنی ۱vulgar · 82%
مدفوع کردن؛ با بیانی رک و زننده.
مثالهای طبیعی
Der Hund hat hinter dem Zaun geschissen.
سگ پشت حصار مدفوع کرد.
Er muss dringend scheißen und sucht eine Toilette.
او فوراً باید مدفوع کند و دنبال سرویس بهداشتی میگردد.
Bitte scheiß nicht in den Garten.
لطفاً در باغ مدفوع نکن.
نکتهٔ کاربردی
این فعل رکیک است؛ در موقعیت خنثی از Stuhlgang haben استفاده میکنند. اسم مفعول آن geschissen است.
درس کوتاه: scheißen
مدفوع کردن؛ با بیانی رک و زننده. این فعل رکیک است؛ در موقعیت خنثی از Stuhlgang haben استفاده میکنند. اسم مفعول آن geschissen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «scheißen» مطابقت دارد؟
