scheiden
B1فعلسوا، منفک کردن، منفصل کردن
JadoLearn Dictionary
scheiden یعنی سوا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جزو، بخش، جزء
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
تراشه
سفر کردن، نوردیدن، راه پیمودن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.