معنی ۱neutral · 92%
در ظاهر درست یا واقعی به نظر رسیدن، در حالی که واقعیت متفاوت است
مثالهای طبیعی
Die scheinbare Einigkeit im Team verschwand beim ersten Konflikt.
همدلی ظاهری تیم با نخستین اختلاف از بین رفت.
Der scheinbare Anstieg entstand nur durch eine geänderte Berechnungsmethode.
افزایش ظاهری فقط در نتیجهٔ تغییر روش محاسبه ایجاد شده بود.
Seine scheinbare Ruhe verbarg große Nervosität.
آرامش ظاهری او اضطراب زیادی را پنهان میکرد.
نکتهٔ کاربردی
scheinbar میرساند که برداشت اولیه گمراهکننده است؛ anscheinend لزوماً چنین معنایی ندارد.
