در «sich um etwas scheren»: اهمیت دادن یا اعتنا کردن
مثالهای طبیعی
Er schert sich nicht um die vereinbarten Regeln.
او هیچ اهمیتی به قوانین توافقشده نمیدهد.
Sie schert sich wenig darum, was andere über sie denken.
او چندان اهمیت نمیدهد دیگران دربارهاش چه فکر میکنند.
Im Frühjahr schert der Bauer die Schafe.
کشاورز در بهار پشم گوسفندان را میچیند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد اصطلاحی پیشرفتهٔ «sich um etwas/jemanden scheren»—اغلب با نفی—به معنی اهمیت دادن یا اعتنا کردن است؛ همین فعل در معنای تحتاللفظی «چیدن/قیچی کردن مو یا پشم» هم بهکار میرود.
