Schinken
A2اسملپ، عارض، بند
JadoLearn Dictionary
Schinken یعنی لپ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لپ، عارض، بند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بند، باند، نوار باریک
لپ، عارض، عقبی
درحال پرواز، فرمان هواپیما، گردونهتیزرو
خوک، لپ، عارض
لپ، عارض
لپ، عارض
لپ، عارض
لپ، عارض
لپ، عارض
لپ، عارض، کپل ها
لپ، عارض
لپ، عارض
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.