معنی ۱neutral · 90%
ردوبدل تند استدلالها، اتهامها یا حملههای لفظی
مثالهای طبیعی
Im Parlament kam es zu einem heftigen Schlagabtausch über den Haushalt.
در پارلمان بر سر بودجه جدال لفظی شدیدی شکل گرفت.
Der Schlagabtausch zwischen den Kandidaten wurde zunehmend persönlich.
جدال میان نامزدها هرچه بیشتر شخصی شد.
Nach dem öffentlichen Schlagabtausch bemühten sich beide Seiten um Deeskalation.
پس از کشمکش علنی، هر دو طرف برای کاهش تنش تلاش کردند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مجازی بر حملهٔ متقابل تأکید دارد، نه انتقاد یکطرفه.
