معنی ۱neutral · 88%
به چیزی ضربه زدن یا در رقابت حریفی را شکست دادن
مثالهای طبیعی
Sie schlägt den Ball mit der Vorhand über das Netz.
او توپ را با فورهند از روی تور میزند.
Er schlug mit der Hand auf den Tisch.
او با دست روی میز کوبید.
Unsere Mannschaft schlug den Tabellenführer mit 2:1.
تیم ما صدرنشین جدول را ۲ بر ۱ شکست داد.
نکتهٔ کاربردی
در معنی ضربه زدن، هدف معمولاً Akkusativ است: den Ball schlagen. در رقابت jemanden schlagen یعنی کسی را شکست دادن.

