معنی ۱neutral · 82%
خزندهای بیپا با بدنی دراز که با حرکتهای پیچان جابهجا میشود.
مثالهای طبیعی
Eine Schlange liegt im warmen Sand.
ماری روی شن گرم دراز کشیده است.
Der Tierpfleger füttert die Schlange vorsichtig.
نگهبان بااحتیاط به مار غذا میدهد.
Die Schlange häutet sich im Sommer.
مار در تابستان پوستاندازی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Schlange مؤنث است: die Schlange و جمع آن die Schlangen است. همین واژه به صف افراد منتظر هم گفته میشود.
درس کوتاه: Schlange
خزندهای بیپا با بدنی دراز که با حرکتهای پیچان جابهجا میشود. Schlange مؤنث است: die Schlange و جمع آن die Schlangen است. همین واژه به صف افراد منتظر هم گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Schlange» مطابقت دارد؟
