معنی ۱neutral · 82%
باریک و در عین حال خوشاندام یا متناسب.
مثالهای طبیعی
Die schlanke Vase passt auf das Regal.
گلدان باریک روی قفسه جا میشود.
Am Fluss stehen schlanke Pappeln.
کنار رودخانه صنوبرهای باریک ایستادهاند.
Der neue Turm ist schlanker als das alte Gebäude.
برج جدید از ساختمان قدیمی باریکتر است.
نکتهٔ کاربردی
این صفت درجهپذیر است: schlanker و am schlanksten. برای افراد، گیاهان و اجسام بلند و باریک هم بهکار میرود.
درس کوتاه: schlank
باریک و در عین حال خوشاندام یا متناسب. این صفت درجهپذیر است: schlanker و am schlanksten. برای افراد، گیاهان و اجسام بلند و باریک هم بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schlank» مطابقت دارد؟
