آرام، آهسته و بااحتیاط حرکت کردن تا جلب توجه نشود.
مثالهای طبیعی
Die Katze schleicht durch den dunklen Flur.
گربه در راهروی تاریک بیصدا حرکت میکند.
Der Fuchs schlich leise nahe an den Hühnerstall.
روباه آرام و بیصدا به مرغدانی نزدیک شد.
Das Kind schlich leise ins Wohnzimmer, um seine Schwester zu überraschen.
کودک آرام و بیصدا وارد اتاق نشیمن شد تا خواهرش را غافلگیر کند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، زمان کامل با sein ساخته میشود: ist geschlichen. صورت بازتابی sich schleichen میتواند فعل کمکی دیگری بگیرد.
درس کوتاه: schleichen
آرام، آهسته و بااحتیاط حرکت کردن تا جلب توجه نشود. در این معنی، زمان کامل با sein ساخته میشود: ist geschlichen. صورت بازتابی sich schleichen میتواند فعل کمکی دیگری بگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schleichen» مطابقت دارد؟
