معنی ۱neutral · 82%
چیز سنگینی را با تلاش زیاد حمل کردن یا به جایی بردن.
مثالهای طبیعی
Wir schleppen den Schrank in den zweiten Stock.
کمد را با زحمت به طبقهٔ دوم میبریم.
Sie schleppte zwei schwere Koffer zum Bahnhof.
او دو چمدان سنگین را تا ایستگاه کشید.
Kannst du die Kiste bitte nicht allein schleppen?
میتوانی لطفاً جعبه را تنها حمل نکنی؟
نکتهٔ کاربردی
زمان کامل این فعل با haben ساخته میشود. چیزی که حمل میشود معمولاً مفعول آکوزاتیو است.
درس کوتاه: schleppen
چیز سنگینی را با تلاش زیاد حمل کردن یا به جایی بردن. زمان کامل این فعل با haben ساخته میشود. چیزی که حمل میشود معمولاً مفعول آکوزاتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schleppen» مطابقت دارد؟
