معنی ۱neutral · 89%
فرد بیطرفی که برای میانجیگری اختلاف و رسیدن به توافق پذیرفته یا منصوب میشود
مثالهای طبیعی
Beide Tarifparteien akzeptierten denselben Schlichter.
هر دو طرف اختلاف مزدی یک میانجی مشترک را پذیرفتند.
Der Schlichter legte nach mehreren Gesprächen einen Kompromissvorschlag vor.
میانجی پس از چند گفتوگو پیشنهادی برای سازش ارائه کرد.
Als Schlichter wurde ein ehemaliger Richter berufen.
یک قاضی سابق بهعنوان میانجی منصوب شد.
نکتهٔ کاربردی
Schlichter به توافق کمک میکند، اما لزوماً تصمیم الزامآور تحمیل نمیکند.
