معنی ۱neutral · 90%
در، پنجره، مغازه یا فایل را بستن؛ بسته شدن
مثالهای طبیعی
Schließ bitte die Tür.
لطفاً در را ببند.
Wann schließt die Apotheke?
داروخانه کی بسته میشود؟
Ich habe das Fenster vor dem Schlafen geschlossen.
قبل از خواب پنجره را بستم.
نکتهٔ کاربردی
schließen کمی رسمیتر از zumachen است، اما هر دو رایجاند.
ترکیبهای رایج
— در را بستن

