معنی ۱neutral · 82%
مقداری مایع که با یک بار بلعیدن نوشیده میشود.
مثالهای طبیعی
Nach dem Lauf nimmt sie einen Schluck Wasser.
او پس از دویدن جرعهای آب مینوشد.
Der Tee ist heiß; trink erst einen kleinen Schluck.
چای داغ است؛ اول جرعهٔ کوچکی بنوش.
Mit zwei Schlucken war das Glas leer.
لیوان با دو جرعه خالی شد.
نکتهٔ کاربردی
Schluck مذکر است. جمع معمول آن Schlucke است؛ در بیان مقدار، گاهی مفرد میماند.
درس کوتاه: Schluck
مقداری مایع که با یک بار بلعیدن نوشیده میشود. Schluck مذکر است. جمع معمول آن Schlucke است؛ در بیان مقدار، گاهی مفرد میماند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Schluck» مطابقت دارد؟
