معنی ۱neutral · 82%
با حرکت زبان و ماهیچههای گلو چیزی را از دهان به معده فرستادن.
مثالهای طبیعی
Nimm die Tablette mit Wasser und schluck sie ganz.
قرص را با آب بخور و کامل قورت بده.
Beim Schwimmen hat er versehentlich Wasser geschluckt.
او هنگام شنا ناخواسته آب قورت داد.
Vor der Rede schluckte sie nervös.
او پیش از سخنرانی با اضطراب آب دهانش را قورت داد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده است و زمان کامل آن با haben ساخته میشود. قرص را اغلب با آب قورت میدهند.
درس کوتاه: schlucken
با حرکت زبان و ماهیچههای گلو چیزی را از دهان به معده فرستادن. این فعل باقاعده است و زمان کامل آن با haben ساخته میشود. قرص را اغلب با آب قورت میدهند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schlucken» مطابقت دارد؟
