معنی ۱neutral · 88%
بخش یا لحظهٔ پایانی یک رویداد، فعالیت یا داستان.
مثالهای طبیعی
Am Schluss trinken wir noch einen Kaffee.
در پایان یک قهوهٔ دیگر مینوشیم.
Der Film ist jetzt zu Ende; das war der Schluss.
فیلم حالا تمام شد؛ این پایانش بود.
Zum Schluss sage ich Danke.
در پایان تشکر میکنم.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Schlüsse است.
ترکیبهای رایج
am Schluss — در پایانzum Schluss kommen — به پایان رسیدنSchluss machen — چیزی را تمام کردن
اشتباه رایج
der Schluss
der Schluss
حرف تعریف Schluss برابر der است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Schluss
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Schlüsse است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Schluss کدام است؟
