معنی ۱formal · 90%
نکته یا سخن پایانی برای جمعکردن بحث، گزارش یا سخنرانی.
مثالهای طبیعی
In ihrer Schlussbemerkung dankte die Vorsitzende allen Ehrenamtlichen.
رئیس در سخنان پایانیاش از همهٔ داوطلبان تشکر کرد.
Der Bericht enthält eine kurze Schlussbemerkung zu den offenen Fragen.
گزارش توضیح پایانی کوتاهی دربارهٔ پرسشهای بیپاسخ دارد.
Bevor wir abstimmen, möchte ich noch eine persönliche Schlussbemerkung machen.
پیش از رأیگیری میخواهم یک نکتهٔ شخصی پایانی بگویم.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «Zusammenfassung»، لزوماً خلاصهٔ همهٔ مطلب نیست؛ میتواند تشکر یا چشمانداز باشد.
