معنی ۱neutral · 88%
دارویی که درد را کاهش میدهد.
مثالهای طبیعی
Nach der Operation gab die Pflegekraft ihm ein Schmerzmittel.
پرستار بعد از جراحی به او یک قرص مسکن داد.
Manche Schmerzmittel können schläfrig machen.
بعضی مسکنها ممکن است آدم را خوابآلود کنند.
Gibt es ein Schmerzmittel im Medikamentenschrank?
در کمد داروها مسکنی هست؟
نکتهٔ کاربردی
Schmerzmittel یک اسم آلمانی با حرف تعریف das است و شکل جمع آن Schmerzmittel است.
