معنی ۱neutral · 90%
آب یخزدهٔ سفید و نرم که در هوای سرد از ابرها میبارد
مثالهای طبیعی
Heute liegt viel Schnee auf den Straßen.
امروز روی خیابانها برف زیادی است.
Die Kinder spielen im Schnee.
بچهها در برف بازی میکنند.
Wegen des Schnees fährt der Bus langsamer.
بهخاطر برف اتوبوس آهستهتر میرود.
نکتهٔ کاربردی
Schnee معمولاً اسم غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— در برف

