معنی ۱neutral · 82%
بخشی روی رانهای فرد نشسته که میتوان چیزی را روی آن گذاشت.
مثالهای طبیعی
Das Kind sitzt auf dem Schoß seiner Mutter.
کودک روی دامن مادرش نشسته است.
Die Katze springt auf meinen Schoß.
گربه روی دامنم میپرد.
Er legte das Buch auf seinen Schoß.
او کتاب را روی دامنش گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
Schoß مذکر است: der Schoß و جمع آن die Schöße. در کاربرد استعاری به پناه و امنیت خانواده هم اشاره میکند.
درس کوتاه: Schoß
بخشی روی رانهای فرد نشسته که میتوان چیزی را روی آن گذاشت. Schoß مذکر است: der Schoß و جمع آن die Schöße. در کاربرد استعاری به پناه و امنیت خانواده هم اشاره میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Schoß» مطابقت دارد؟
