معنی ۱neutral · 82%
قبلاً؛ از قبل
مثالهای طبیعی
Ich bin schon fertig.
کارم تمام شده است.
Tom ist schon da.
توم رسیده است.
Mira ist schon zehn.
میرا حالا دهساله شده است.
نکتهٔ کاربردی
schon نشان میدهد چیزی زودتر یا تا اکنون درست است.
ترکیبهای رایج
schon fertig — از قبل تمامشده — از قبل آنجا
