معنی ۱neutral · 82%
با زاویه از راستای عمودی یا افقی منحرفشده.
مثالهای طبیعی
Der Tisch steht schräg zur Wand.
میز نسبت به دیوار کج قرار گرفته است.
Die Straße führt schräg den Hügel hinauf.
جاده مورب از تپه بالا میرود.
Bitte schneide die Karotten schräg an.
لطفاً هویجها را مورب برش بزن.
نکتهٔ کاربردی
این واژه خط، سطح و جسم را توصیف میکند؛ محاورهای میتواند معنای نامتعارف هم داشته باشد.
درس کوتاه: schräg
با زاویه از راستای عمودی یا افقی منحرفشده. این واژه خط، سطح و جسم را توصیف میکند؛ محاورهای میتواند معنای نامتعارف هم داشته باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schräg» مطابقت دارد؟
