معنی ۱neutral · 88%
وسیلهای با در یا کشو برای نگهداری لباس و وسایل دیگر.
مثالهای طبیعی
Die Kleidung hängt im Schrank.
لباسها در کمد آویزاناند.
Der Schrank steht neben dem Bett.
کمد کنار تخت است.
Im Schrank liegen meine Hemden.
پیراهنهایم در کمد هستند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Schränke است.
ترکیبهای رایج
den Schrank öffnen — کمد را باز کردنKleidung im Schrank — لباس در کمدein großer Schrank — کمدی بزرگ
اشتباه رایج
der Schrank
der Schrank
حرف تعریف Schrank برابر der است.
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Schrank
این اسم مذکر است و با der میآید. جمع آن Schränke است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.حرف تعریف درست برای Schrank کدام است؟
