معنی ۱neutral · 82%
صدایی بلند و ناگهانی که اغلب از ترس، درد یا شگفتی برمیآید.
مثالهای طبیعی
Ein Schrei weckte die Nachbarn in der Nacht.
فریادی شبانه همسایهها را بیدار کرد.
Vor Schreck stieß sie einen kurzen Schrei aus.
او از ترس فریاد کوتاهی کشید.
Im Wald hörten wir den Schrei eines Vogels.
در جنگل صدای فریاد پرندهای را شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
Schrei مذکر است و جمع آن Schreie است. ترکیبهای رایج: فریاد کشیدن یا شنیدن.
درس کوتاه: Schrei
صدایی بلند و ناگهانی که اغلب از ترس، درد یا شگفتی برمیآید. Schrei مذکر است و جمع آن Schreie است. ترکیبهای رایج: فریاد کشیدن یا شنیدن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Schrei» مطابقت دارد؟
