معنی ۱neutral · 88%
میزی برای نوشتن، مطالعه یا کار اداری
مثالهای طبیعی
Der Laptop steht auf dem Schreibtisch neben der Lampe.
لپتاپ روی میز تحریر کنار چراغ است.
Am Abend sitzt sie oft noch eine Stunde am Schreibtisch.
او عصرها اغلب یک ساعت دیگر پشت میز تحریر مینشیند.
Bitte räum deinen Schreibtisch vor dem Meeting auf.
لطفاً قبل از جلسه میز کارت را مرتب کن.
نکتهٔ کاربردی
auf dem Schreibtisch یعنی چیزی روی سطح میز است؛ am Schreibtisch یعنی فرد پشت میز نشسته یا مشغول کار است.

