معنی ۱neutral · 88%
با صدای بسیار بلند صدا زدن یا فریاد کشیدن
مثالهای طبیعی
Die Kinder schreien vor Freude auf dem Spielplatz.
بچهها در زمین بازی از خوشحالی فریاد میزنند.
Er schrie laut nach Hilfe.
او با صدای بلند کمک خواست.
Bitte schrei mich nicht an; wir können ruhig reden.
لطفاً سر من داد نزن؛ میتوانیم آرام صحبت کنیم.
نکتهٔ کاربردی
nach Hilfe schreien یعنی برای کمک فریاد زدن. فعل جداشدنی jemanden anschreien یعنی سر کسی فریاد زدن و از نظر ساختار با schreien ساده فرق دارد.

