فردی که در یک سازمان یا جلسه مسئول صورتجلسه، ثبت اسناد و گاهی مکاتبات است
مثالهای طبیعی
Die Mitgliederversammlung wählte ihn für zwei Jahre zum Schriftführer.
مجمع اعضا او را برای دو سال بهعنوان منشی جلسه انتخاب کرد.
Der Schriftführer verschickte das genehmigte Protokoll an alle Ausschussmitglieder.
منشی، صورتجلسهٔ تأییدشده را برای همهٔ اعضای کمیته فرستاد.
Bitte teilen Sie dem Schriftführer alle Änderungswünsche vor Freitag mit.
لطفاً همهٔ اصلاحات پیشنهادی را پیش از جمعه به منشی جلسه اطلاع دهید.
نکتهٔ کاربردی
در بسیاری از انجمنها این سمت رسماً انتخابی است و با منشی عمومی دفتر تفاوت دارد.
