معنی ۱neutral · 88%
نویسنده، بهویژه کسی که آثار ادبی مانند رمان یا داستان مینویسد
مثالهای طبیعی
Der Schriftsteller ist vor allem für seine historischen Romane bekannt.
این نویسنده بیشتر بهخاطر رمانهای تاریخیاش شناخته میشود.
Der Schriftsteller liest am Freitag aus seinem neuen Buch.
نویسنده جمعه از کتاب جدیدش میخواند.
Die Zeitung hat den Schriftsteller zu seinem neuen Roman interviewt.
روزنامه دربارهٔ رمان جدیدش با نویسنده مصاحبه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Schriftsteller معمولاً رنگوبوی ادبی دارد. Autor واژهای گستردهتر است و میتواند برای نویسندهٔ متون علمی، فنی یا غیرداستانی هم بهکار رود.

