معنی ۱neutral · 88%
یک حرکت پا هنگام راه رفتن، یا یک مرحله و اقدام در یک فرایند
مثالهای طبیعی
Er machte einen Schritt zurück, um Platz zu machen.
او برای باز کردن جا یک قدم عقب رفت.
Der nächste Schritt ist, die Daten zu prüfen.
مرحلهٔ بعد این است که دادهها را بررسی کنیم.
Wir lösen das Problem Schritt für Schritt.
مشکل را قدمبهقدم حل میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Schritt میتواند واقعی یا استعاری باشد. einen Schritt machen حرکت فیزیکی را توصیف میکند و der nächste Schritt اغلب یعنی مرحلهٔ بعدی یک فرایند.

