معنی ۱neutral · 82%
محفظهای تخت در یک قطعه مبلمان که برای بازکردن بیرون کشیده و برای بستن به داخل هل داده میشود.
مثالهای طبیعی
Die Schere liegt in der oberen Schublade.
قیچی در کشوی بالایی است.
Er öffnete die Schublade und suchte den Schlüssel.
او کشو را باز کرد و دنبال کلید گشت.
Bitte leg das Besteck in diese Schublade.
لطفاً قاشقوچنگالها را در این کشو بگذار.
نکتهٔ کاربردی
Schublade مؤنث است و جمع آن Schubladen است. کشو را بیرون میکشند و دوباره میبندند.
درس کوتاه: Schublade
محفظهای تخت در یک قطعه مبلمان که برای بازکردن بیرون کشیده و برای بستن به داخل هل داده میشود. Schublade مؤنث است و جمع آن Schubladen است. کشو را بیرون میکشند و دوباره میبندند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Schublade» مطابقت دارد؟
