معنی ۱neutral · 88%
چیزی را با حرکتهای سریع و تکراری تکان دادن
مثالهای طبیعی
Schütteln Sie die Flasche vor dem Öffnen gut.
بطری را پیش از باز کردن خوب تکان دهید.
Er schüttelte den Kopf und sagte nein.
او سرش را تکان داد و گفت نه.
Sie schüttelte die Schachtel vorsichtig, um zu hören, was darin war.
او جعبه را آرام تکان داد تا بفهمد داخلش چیست.
نکتهٔ کاربردی
عبارت بسیار رایج den Kopf schütteln است که اغلب مخالفت، ناباوری یا نارضایتی را نشان میدهد.

