معنی ۱neutral · 88%
از کسی یا چیزی در برابر آسیب، خطر یا خسارت محافظت کردن
مثالهای طبیعی
Die Jacke schützt dich vor Wind und Regen.
این کت از تو در برابر باد و باران محافظت میکند.
Wir müssen persönliche Daten besser schützen.
باید از دادههای شخصی بهتر محافظت کنیم.
Ein guter Helm schützt den Kopf bei einem Sturz.
کلاه ایمنی خوب هنگام زمین خوردن از سر محافظت میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای نام بردن از خطر از jemanden/etwas vor + Dativ schützen استفاده میشود: vor Regen schützen.

