معنی ۱neutral · 84%
تکلیفی، معمولاً نوشتاری، که معلم برای انجام دادن در خانه تعیین میکند.
مثالهای طبیعی
Nach dem Abendessen erledigte Mila ihre Schularbeiten am Küchentisch.
میلا بعد از شام تکالیف درسیاش را پشت میز آشپزخانه انجام داد.
Der Lehrer gab der Klasse eine Schularbeit auf, die bis Freitag fertig sein sollte.
معلم تکلیفی به کلاس داد که باید تا جمعه تمام میشد.
Die vielen Schularbeiten ließen ihr in dieser Woche kaum Freizeit.
تکالیف متعدد مدرسه آن هفته تقریباً هیچ وقت آزادی برایش نگذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی عمومی به مشق یا تکلیف خانه اشاره دارد؛ در اتریش معنای آزمون کتبی هم دارد.
