معنی ۱neutral · 88%
از نظر قانونی یا اخلاقی مسئولِ یک کار نادرست یا تخلف
مثالهای طبیعی
Das Gericht erklärte ihn für schuldig.
دادگاه او را مجرم شناخت.
Sie fühlt sich schuldig, weil sie ihr Versprechen nicht gehalten hat.
او احساس گناه میکند چون به قولش عمل نکرده است.
Wer ist an dem Fehler schuldig?
چه کسی مقصر این اشتباه است؟
نکتهٔ کاربردی
schuldig یک صفت کامل است. در بافت حقوقی عبارت für schuldig erklären رایج است. sich schuldig fühlen احساس شخصی گناه را بیان میکند.

