Schulverweigerung
C2اسمغیبتگرایی؛ غیبت مکرر، غیبت گرایی، غیبت مکرر
JadoLearn Dictionary
Schulverweigerung یعنی غیبتگرایی؛ غیبت مکرر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر، غیبت گرایی، غیبت مکرر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.