معنی ۱formal · 85%
قدیسی که حامی یک شهر، حرفه یا گروه دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
Die Einwohner feiern jedes Jahr den Tag ihres Schutzpatrons mit einem Umzug.
ساکنان هر سال روز قدیس حامیشان را با راهپیمایی جشن میگیرند.
In der Kapelle hängt ein Bild des Schutzpatrons der Fischer.
در نیایشگاه تابلویی از قدیس حامی ماهیگیران آویزان است.
Der Verein benannte seine neue Bibliothek nach dem Schutzpatron der Stadt.
انجمن کتابخانهٔ تازهاش را به نام قدیس حامی شهر نامگذاری کرد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با مضافالیه یا «von» میآید؛ مانند «Schutzpatron der Stadt».
