با حالتی رسمی یا قاطعانه تأیید کردن که چیزی درست است یا انجام میشود.
مثالهای طبیعی
Ich schwöre, dass ich die Wahrheit sage.
قسم میخورم که حقیقت را میگویم.
Sie schwor ihrer Schwester, dass sie das Geheimnis bewahren würde.
او به خواهرش سوگند خورد که راز را حفظ خواهد کرد.
Er hat bei seiner Ehre geschworen, nichts genommen zu haben.
او به شرافتش قسم خورد که چیزی برنداشته است.
نکتهٔ کاربردی
زمان کامل با haben ساخته میشود: hat geschworen. اغلب پس از آن جملهای با dass یا عبارتی با bei میآید.
درس کوتاه: schwören
با حالتی رسمی یا قاطعانه تأیید کردن که چیزی درست است یا انجام میشود. زمان کامل با haben ساخته میشود: hat geschworen. اغلب پس از آن جملهای با dass یا عبارتی با bei میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schwören» مطابقت دارد؟
