معنی ۱neutral · 90%
فرد یا گروهی که نسبت به دیگری قدرت، توان، نفوذ یا امتیاز کمتری دارد
مثالهای طبیعی
Eine gerechte Gesellschaft sollte die Schwächeren besonders schützen.
یک جامعهٔ عادلانه باید بهویژه از افراد ضعیفتر حمایت کند.
In solchen Verhandlungen trägt meist der Schwächere das größere Risiko.
در چنین مذاکراتی معمولاً طرف ضعیفتر ریسک بیشتری را تحمل میکند.
Der Schwächere gewann überraschend gegen den klaren Favoriten.
رقیب ضعیفتر بهطور غیرمنتظرهای حریفِ بخت اول را شکست داد.
نکتهٔ کاربردی
چون این اسم از صفت ساخته شده، پسوند آن تغییر میکند: der Schwächere، den Schwächeren، die Schwächeren.
