معنی ۱neutral · 82%
از نظر ارزش، مقدار یا درجه تغییر کردن و ثبات نداشتن.
مثالهای طبیعی
Die Preise schwanken je nach Saison.
قیمتها بسته به فصل نوسان دارند.
Im April schwankten die Temperaturen stark.
دماها در آوریل بسیار تغییر کردند.
Die Besucherzahl schwankt zwischen hundert und zweihundert.
شمار بازدیدکنندگان بین صد تا دویست نوسان دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای قیمت، دما یا رقم معمولاً با haben میآید: Die Werte haben geschwankt.
درس کوتاه: schwanken
از نظر ارزش، مقدار یا درجه تغییر کردن و ثبات نداشتن. برای قیمت، دما یا رقم معمولاً با haben میآید: Die Werte haben geschwankt.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schwanken» مطابقت دارد؟
