معنی ۱neutral · 82%
در هوا ماندن، بیآنکه پایین بیفتد یا به زمین برسد.
مثالهای طبیعی
Der Ballon schwebt ruhig über dem Feld.
بادکنک آرام بالای مزرعه معلق است.
Staub schwebt im Sonnenlicht vor dem Fenster.
گردوغبار در نور خورشید کنار پنجره معلق است.
Das Papier schwebte kurz über dem Ventilator.
کاغذ برای لحظهای بالای پنکه معلق ماند.
نکتهٔ کاربردی
برای معلقماندن بیحرکت، زمان کامل با haben میآید: hat geschwebt. حرکت بهسوی مقصد میتواند با sein باشد.
درس کوتاه: schweben
در هوا ماندن، بیآنکه پایین بیفتد یا به زمین برسد. برای معلقماندن بیحرکت، زمان کامل با haben میآید: hat geschwebt. حرکت بهسوی مقصد میتواند با sein باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «schweben» مطابقت دارد؟
