معنی ۱neutral · 88%
سکوت کردن و چیزی نگفتن
مثالهای طبیعی
Auf diese Frage schwieg er einige Sekunden.
در برابر این سؤال چند ثانیه سکوت کرد.
Sie schwieg, obwohl sie anderer Meinung war.
با اینکه نظر دیگری داشت، سکوت کرد.
Als die Lehrerin den Raum betrat, schwiegen plötzlich alle.
وقتی معلم وارد کلاس شد، ناگهان همه ساکت شدند.
نکتهٔ کاربردی
schweigen ناگذر است. ساخت رایج zu etwas schweigen یعنی دربارهٔ چیزی اظهار نظر نکردن.

