بعید است؛ احتمالاً رخ نمیدهد یا درست نیست
مثالهای طبیعی
Ohne zusätzliche Mittel wird das Projekt schwerlich rechtzeitig fertig.
بدون منابع اضافی بعید است پروژه بهموقع تمام شود.
Diese Behauptung lässt sich mit den vorhandenen Daten schwerlich belegen.
با دادههای موجود بهسختی میتوان این ادعا را اثبات کرد.
Eine Einigung ist unter diesen Bedingungen schwerlich zu erwarten.
در این شرایط بعید است توافقی حاصل شود.
نکتهٔ کاربردی
schwerlich را تحتاللفظی «با دشواری» نخوان؛ در کاربرد معیار امروزی بیشتر احتمال پایین را نشان میدهد.
